مصاحبه جونگی با مجله کازمو پولیتن برای نسخه ماه آگوست

مصاحبه جونگی با مجله کازمو پولیتن برای نسخه ماه آگوست

لی جونگی جذاب و باورنکردنی

سوأل:فقط ده روز از پایان سریال وکیل بی قانون میگذره(چه احساسی دارید؟)

جونگی: احساس خلأ و توخالی بودن میکنم. این روزها٬ بجز وقتی که تمرین میکنم؛ همه روز رو تو خونه دراز میکشم. من فقط حس انجام هیچ کار دیگه ای رو ندارم. این برام وقت میبره تا از کارکترهای مختلفی که درهر کارم داشتم خارج بشم؛ اما فکر میکنم این من رو بعضی وقتها به سمت« بونگ سانگ پیل» که این بار بازی کردم میبره. فکر میکنم مخصوصا بیشتر؛ بخاطر اینکه برای بازی کردن این نقش شور و اشتیاق خیلی زیادی داشتم.  ما(بازیگران و عوامل)حتی یک جک ساخته بودیم که چطور آرزو میکنیم فصل دو هم میداشت. امیدوارم انرژی و سرزندگی بونگ سانگ پیل بیشتر ادامه پیدا کنه. من میخوام یک کم بیشتر زندگی او رو زندگی کنم. من همچنین فکر میکنم اون یک  کاراکتریه که سخته در آینده باهاش برخورد کنم.

سوأل: کارکردن در کنار بازیگران بسیار جذابی همچون چویی مین سو و لی هیو یونگ در این پروژه چطور بود؟

جونگی: قبل از اینکه فیلم برداری شروع بشه  احساس فشار عظیم و ترسی داشتم که حتی نمیتونستم بخوابم؛ اما رویاهام رو نگهداشتم. در سریال قرار بود با ارشدها چویی مین سو و لی هیو یونگ روبرو بشم  و حتی در پایان بر اونها پیروز بشم؛ بنابریان من خیلی سخت و طولانی فکر کردم که چطور(کاراکترم رو) قانع کننده درش بیارم. خودت میدونی اونها چه انرژی عظیمی از خودشون ساتع میکنند. در پایان٬ خوشبختانه ارشدهام بهم پیشنهاد دادند تا در وقت آزادمون باهم تمرین کنیم. ارشد چویی مین سو مخصوصاٌ بهم ایده های زیادی داد. او به مسائل از زاویه ای نگاه میکرد که حتی در محل فیلم برداری صداش میکردیم کارگردان چویی. من حس کردم حتی بیشتر به کاراکترم«بونگ سانگ پیل» وابسطه شدم؛ چونکه اون نه فقط توسط من؛ بلکه به همراه ارشدهایی که باهاشون کارکردم خلق شد. بنابراین این پروسه خیلی شاد و هیجان انگیزی بود.

سوأل: در همه مصاحبه هایی که داشتی گفتی که خیلی به این فکر میکنی که چطور رابطه ات رو در عموم گسترش  بدی

جونگی: من به طور مداوم در همه پروژه هایی که انجام دادم خیلی طولانی و سخت بهش فکر میکنم. گمون میکنم باید پروژم رو از راه متفاوتی نسبت به اونچه تا حالا برای ارتباط با عموم انجام دادم انتخاب کنم؛ درسته؟بخاطر اینکه من تا حالا یک عالمه کار انجام درونی انجام دادم. «وکیل بی قانون» ریتینگ خوبی بدست آورد بخاطر اینکه ارزش سرگرمی زیادی داشت. اما وقتی من نظرات رو در مقاله های جدید خوندم؛ من واکنش هایی مثل «من لی جونگی رو تا این سن ندیم»« آیا او برگشته؟» دریافت کردم. با دیدن چنین واکنش هایی با خودم فکر کردم« من واقعاٌ ارتباط قویی با عموم بوجود نیاوردم». با وجود این واقعیت که من هر سال بدون استراحت کار میکنم؛ عموم هنوز این رو به خوبی نمیدونند. تو این فکرم که شاید باید میل و اشتیاقم برای نمایش دادن چیزهای زیادی در شرایط بازی رو پایین بیارم؛ اما همچنان برای  یک ژانر جدید تلاش کنم و مسائل رو آسون بگیرم. اگر یک اجرای یک کم شاد و راحت تر نشون بدم؛ این احتمالا برای من ارتباط با عموم رو راحت تر میکنه.

سوأل:من خیلی وقته شما رو در فیلم ندیدم.

جونگی: درسته. من میخوام یک اجرای طبیعی و روزمره رو به نمایش بگذارم؛ یا یک نمایش آرام بخش در یک فیلم داشته باشم. اما ژانرهایی که من پیشنهاد میگیرم خیلی محدود هستند.  کسانی که داخل صنعت فیلم سازی هستند به من گفته اند«لی جونگی اجرای راحتی خواهد داشت؟» بنابراین من دارم به سختی دربارش فکر میکنم.

سوأل: شما اغلب عنوان بازیگر سخت کوشی رو میگیرید که حداقل یک پروژه در سال انجام میده

جونگی: بعضی ها از من میپرسند چرا بیشتر از یک پروژه انجام نمیدم. بخاطر اینکه باوجود اینکه من هر سال یک پروژه انجام میدم؛ اون لزوماٌ نتایج تولید موفقیت امیزی نداره. هر وقت سریال من پخش میشه؛ روز بعد ریتینگ و نظرات رو چک میکنم و نتایج رو با مشورت عوامل سازنده بررسی میکنم. من خیلی به اینکه« باید چکار کنیم تا نتایج بهتر بشه؟» فکر میکنم. بعد به این فکر میکنم که«ما سخت کار کردیم بنابراین نتایج خوبی میگیریم؛ مهم نیست چی(پیش بیاد) » این حس مسئولیت و تعهدیه که به عنوان بازیگر اصلی حس میکنی.

سوأل: سال بعد ۱۵ سال از شروع بازیگریت میگذره. وقت این نیست برات که روی ایفای نقش به شیوه ای که دوست داری پافشاری کنی؟

من فقط نمیتونم این کارو بکنم. این شخصیت منه. به جای اینکه  نقش رهبر رو به عهده بگیرم؛ فقط چون نقش اصلی هستم و افراد رو هدایت کنم؛ ترجیح میدم نقش واسطه بین افراد رو بازی کنم.

سوأل: آیا صلح طلب هستی؟

جونگی: کاملاٌ. این( صلح طلبی من)آدم های اطرافم رو نا امید میکنه.

سوأل: به این دلیله که کاملاٌ عاشق جوجیتسو٬ یک ورزش نسبتاٌ خشونت آمیز شدی ؟

جونگی: آه شما هم به جوجیتسو حمله میکنید. البته ( در جوجیتسو) احتمالات زخمی شدن حریفتون کم تر از هنرهای رزمی قابل توجهه. وقتی تو خطر می افتیم به همدیگه علامت میدیم. از اونجا که اون یکی از هنرهای رزمی تهاجمیه  نه هنرهای رزمی قابل توجه٬ شما میتونید تغییر قدرت رو حس کنید؛ هماهنگ بمونید و تکنیک ها رو با حریفتون به اشتراک بگذارید و حریفتون در تماس با بدن شما شرکت میکنه. جوجیتسو یک ورزش جذابه . چون میتونی همزمان جسم و ذهنت رو رشد بدی. با انجام دادن جوجیتسو فهمیدم چرا عاشق هنرهای رزمی هستم و چرا یک آدم خیلی صبورم.

سوأل: چه وقت حس میکنی آدم خیلی صبوری هستی؟

جونگی: به طور مثال٬ من فقط میمونم و صبر میکنم؛ حتی وقتی که باید۱۰ ساعت قبل از فیلم برداری صبر کنم. من ممکنه یک کوچولو گله بکنم؛اما فقط فکر میکنم« باید دلیلی داشته باشه» بعد انرژی میگیرم. من فقط از دورمیخندم یا حتی ممکنه بازیگوش تر بشم.

سوأل: من فکر میکنم شما در محل فیلم برداری خیلی انرژی میگیرید

جونگی: من وقتی کار نمیکنم احساس بی حالی میکنم. در محل فیلم برداری حتی متوجه گذشت زمان نمیشم. من یک بار دیگه با کارگردان اکشنمون کار کردم. ما برای ۱۰ ساله که با هم دوستیم و او گفت: «من خوشم میاد وقتی تو(درباره چیزی) دیوونه میشی». (وقتی برای چیزی دیوونه میشم) این تنها چیزیه که در اون لحظه می بینم. مهم نیست بقیه بهم چی میگن؛ من نمیتونم هیچ چیز دیگه ای رو ببینم.

سوأل:  این مثل وقتیه که عاشق میشی نیست؟

جونگی: درسته. اما فکر میکنم وقتی کار میکنم نسبت به وقتی که عاشق میشم احمق تر میشم.

سوأل: شما همچنین یک ستاره با طرفدارهای عالی هستی. شما همچنان با طرفدارهات در فن میتینگ هات ارتباط مستقیم داری. من فکر میکنم شما خصوصاٌ به یک(ستاره- چهره) کودکانه و بی گناه تبدیل شدید.

جونگی: درسته. حتی شیوه حرف زدنم خیلی جوون شده. طرفدارهایی که دوستم دارند سلایق متفاوتی دارند. بعضی طرفدارها دوست دارند من رو به عنوان یک بازیگر جدی ببینند؛ در حالی که بعضی طرفدارها مثل بچه ها شاد و پرانرژی بودنم رو دوست دارند.

سوأل: با تماشا کردن سریال٬ با خودم فکر کردم بازیگر لی جونگی بزرگ نمیشه

جونگی: در حقیقت من دیروز واقعاٌ شگفت زده شدم. من با یکی از کسانی که باهاشون جوجیتسو یاد میگیرم حرف زدم وفرض کردم که از من بزرگتره؛ برای همین صداش کردم هیونگ.  اما وقتی به صحبتمون ادامه دادیم؛ او به من گفت که متولد ۱۹۸۵ و جوون تر از منه. وقتی افراد اطرافم موقع یادگیری فهمیدند چند ساله ام شگفت زده شدند و جو ناگهان سرد شد. بعد من  یک بار دیگه متوجه شدم که ۳۷ ساله ام.  چون معمولاٌ سنم رو فراموش میکنم.هاهاها

سوأل: سوه وا خنگ(یک اصطلاح به معنی خوش بختی کوچک اما خاص) لی جونگی چیه؟

جونگی: انجام دادن جوجیتسو؛ سطل سطل عرق ریختن؛ دوش گرفتن و نوشیدن یک لیوان آب جو موقع به تصویر کشیدن تکنیک ها. من امروز در سرم کلی چیز یاد گرفتم و ویدیو هایی از ورزش مورد علاقم تماشا کردم…پیو! این روزها وقتی چنین کارهایی انجام میدم واقعاٌ خوشحالم و خیلی بهم خوش میگذره.

سوأل: شما  یک بازیگر پرکارید برای همین فکر میکنم شما قبلاٌ برای پروژه بعدیتون تصمیم گرفتید. هرچند تازه سریالتون رو تموم کردید.

جونگی : من دارم به خوبی و به سختی فیلم نامه ها رو بررسی میکنم. من قبلاٌ پیشنهاداتی دریافت کردم(ولی) تا زمانی که وسط پروژم(قبلیم) بودم نمی تونستم هیچ کدوم از اونها بررسی کنم.

من نمی تونستم به هیچ وجه(روی اونها) تمرکز کنم. بعد از پایان پروژه(وکیل بی قانون) من شروع کردم به بررسی کردن اونها یکی بعد از دیگری.بعضی طرفدارها ازم میخوان که مثل گاو(سخت و بی وقفه) کار کنم؛اما انجام دادنش چقدر خوب میشه.(مگه نه) ؟( مهم نیست چقدر سخت کارکنم) این باید نتایج خوبی داشته باشه.

سوأل: با این سرعت که پیش میری احتمالاٌ (در سخت کوشی)ّواقعاٌ مثل گاو میشی

جونگی: هاهاها. احتمالاٌ. آه اما من فکر میکنم باید به جای گاو مثل روباه  باهوش بشم…!

  

2 Comments on “مصاحبه جونگی با مجله کازمو پولیتن برای نسخه ماه آگوست”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *